روان درمانی فردی

در روان فردی معتادین به مواد مخدر مسائل بسیار مهم و سودمندی در نظر گرفته می شود که از جمله آنها ایجاد رابطه مثبت با بیمار معتاد از طریق پذیرش بی قید و شرط او بعنوان یک انسان دردمند و نیازمند آشنا نمودن بیمار با ویژگیهای شخصیتش از طریق روش های روانکاوانه به منظور ایجاد تغییر یا تعدیل لازم در آن ویژگی ها تقویت صفات مثبت شخصیتی و تصحیح افکار و اعتقادات افراطی از طریق بحث های شناختی آموزش مهارت های اجتماعی به منظور توانا ساختن بیمار در برخورد مناسب با موقعیت های اجتماعی آموزش مهارتهای مقابله با استرس وروش های مناسب حل مسئله در بحران های زندگی و ستفاده بهینه از استعدادها خود می توان اشاره نمود

دران نوع از روان درمانی ملاک بهبودی عبارت است از تغییر در باورها و نگرش ها بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودکفائی لذت اززندگی و ارتباط سالم با دیگران که همه این تغییرات از اهمیت بسزائی برخوردار است . 

 

خانواده درمانی

روان درمانی خانواده :باتوجه به اینکه اختلالات رفتاری فرزندان با مشکلات روانی پدرو مادر ارتباط دارد میتواندر اغلب موارد فرض را بر این گذاشت که اختلال رفتاری فرزندان از بافت زندگی خانواده او نشات میگیرد ناراحتی کودک اغلب نشانه وجود اختلال عصبی در مجموعه خانواده اونیز توجه داشت تحلیل های روانی حاکی از آن است که سستی درانجام وظایف سرپرستی از جانب پدرو مادر معمولا پایه غیر منطقی داشته واغلب ناشی از اختلال عصبی و بدور از کنترل آنها صورت میگیرد دراغلب موارد قصد وعمدی در کار نیست بیشتر والدین میخواهند پدر و مادر های خوبی باشند و کاری در جهت منافع فرزندان صورت دهند اما با کمال تعجب آنچه در عمل انجام میدهند با تصویرایده آلی که در ذهن خود دارند مطابقت نمی کند برای درمان کودکان باید به والدین توجه نمود اما فقط با توجیه و آموزش نمیتوان طرز تلقی های پدر و مادر را اصلاح کرد برای رسیدن به این مهم بایستی به روشهای روان درمانی اقدام نمود و دراین بین یکی از شاخه های مهم روان درمانی خانواده درمانی است –خانواده درمانی به عنوان راهی جدید برای رویا رویی با آن دسته از مشکلات انسان که قبلا به وسیله یکی از اشکال گوناگون رواندرمانی فردی با آن برخورد می شد شکل گرفت واکنون یک شیوه تازه و ارائه مفهومی جدید از نحوه بوجود آمدن مشکلات است پیش از این تصورمی شد که مشکلات مذکور عمدتا نتبجه فرآیندهای روانی درونی با آسیب شناسی روانی فرد باشند ولذا عقیده برآن بود که ریشه اغلب مشکلات در تجارب اوایل کودکی است در حالی که رویکرد خانواداگی براین باور استوار گشته که این مشکلات به تعاملات فعلی موجود میان افراد خانواده و گاهی اوقات میان افراد و دیگر سیستم های اجتماعی مربوط هستند در واقع علت مشکلات افراد درسیستم های اجتماعی با وضعیت حال حاضر آنها فهمیده      می شود ونه از تاریخچه و شرح حال گذشته آنها خانواده برای حفظ تعادل خود در مقابل تغییر چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی مقابله می کند اگر فرزند سر به راه خانواده شب دیر به خانواده بیاید خانوماده در مقابلش می ایستد و بالعکس اگر فرزند نااهل خانواده پس از عدم پذیرش وی سر به راه شود خانواده فشار خود را برای تداوم نابهنجاری او افزایش می دهد رفتار نابهنجار معلول رفتار متقابل اعضای خانواده با یکدیگر است از نقطه نظر این دیدگاه بیماری فرد حتما به رابطه او با همسر و خانواده وی مربوط می شود. 

 

گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملا پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یک رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی کاربد داشته است.

 بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند.

 آن دسته از روابط فیمابین افراد که توام با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می کند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلب می کند.

روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید یکی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.

دربررسیهای کلینیکی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند.  همچنین با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان کامل دنبال می شود.

گروههای خود یار

معتادان گمنام یک منبع یا یک سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشکل از معتادان در حال بهبودی است که به شکل محلی و منطقه ای در بیش از 60 کشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یکدیگر یاد میگیرند که چگونه بدون مواد مخدر زندگی کنند و به چه طریق از اثراتی که اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.

چه کسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟

هر کس که مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف کنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر کس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الکل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.

جلسات معتادان گمنام

زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شرکت میکنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مکانهایی که توسط گروهها اجراره شده اند برگزار میشودرهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند کلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از طریق کمک مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه کمک مالی از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود.

اکثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه هفته تشکیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مکانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند:

جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یک از جلسات با یکدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یکی است و آن بوجودآوردن یک محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد.

 روش کار معتادان گمنام

همیاری و کمک معتادان به یکدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس کار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر که به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدتر کمک میکنند.

قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشند این قدمهایکسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهد با بکارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیک و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندکه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری کنند و با فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.
 

قدم های دوازده گانه

این قدمها اصولی هستند که بهبودی را ممکن می سازند

1- ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان آشفته گردیده بود.

2- ما به این باومر رسیدیم که نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.

3- تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به خداوند بدان گونه که او را درک کردیم بسپاریم.

4- ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جسورانه از خود تهیه کردیم .

5- ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند به خودمان و به یک انسان دیگر اقرار کردیم .

6- ما کاملا آماده شدیم که خداوند تمام این نواقص شحصیتی ما را برطرف کند.

7- ما با فروتنی از او خواستیم که کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.

8- ما فهرستیاز تمام کسانی که آزارداده بودیم تهیه کردیم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شدیم .

9- ما بطور مستقیم در هر کجا که امکان داشت ازاین افراد جبران خسارت نمودیم مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران زیان وارد نماید.

10- ما به تهیه ترازنامه شخصیتی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعا بدان اقرار نمودیم .

11- ما از راه دعا و تفکر جویای بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه که او را درک می کردیم شدیم و دعا کردیم فقط برای آگاهی از اراده او برای خودمان و قدرتی که آنرا به انجام رسانیم.

12- بایک بیداری روحانی که در نتیجه این قدم ها پیدا کردیم ما سعی نمودیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را رد تمام امور خود به اجرا در آوریم.


کار درمانی

کار درمانی در اعتیاد عبارت است از ارائه انواع فعالیتها و روشهای درمانی بمنظورپیشگیری از اعتیاد تسریع روند بهبودی و رفع عوارض آن معمولا معتاد در روابط اجتماعی وسلوک ورفتار دچارمشکل میگردد و در نتیجه قدرت کاری تمایل به کارحس تشریک مساعی و احساس مسئولیت وی مختل میشود.

 لذا برای اینکه فرد بتواند زندگی سود مندی را در اجتماع از سر بگیرد لازم است سلوک و رفتار وی طبیعی گرددو احساس مسئولیت وحس اجتماعی را باز یابد .

در برنامه های کاردرمانی سعی در آمادگی فرد برای زندگی عادی و روزمرهروابط سالم اجتماعی و روبرو شدن با واقعیات زندگی وجود دارد همچنین کاردرمانی علائق انگیزه هاو تمایلات انسانی را پرورش داده علائم وعوارض بیماری را بهبود می بخشد و فر را برایسازش با الگوهای موجودوحاکم در زندگی اجتماعی آماده می نماید .

در کار درمانی افراد با دقت کامل ارزیابی میشوند کمبودها نواقص و نیازهای بیماران بطور کامل مشخص میگردد و برای هر فرد متناسب با مشکلات و نیازهایش ببرنامه های مفید و موثر تنظیم میگردد.

 این برنامه ها هم ازنقطه نظر فردی و هم گروهی بسوی هدفی معین و مشخص رهبری میشود هرچند اهداف درمانی در مورد افراد مختلف متفاوت است ولی بطور کلی بهتر است برنامه های زیر در مورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:

1- سعی در بهبود و پرورش قابلیت های فرد با ارضا و تکامل مهارتها وتوانائیهای او

2- کاهش دادن علائم و عوارض اعتیاد تا آنجائیکه فرد وظایف خود را در مسیر واقعیت های زندگی و اجتماع ایفا کند.

3- کوشش در تکامل و پرورش ابعاد شخصیت و انگیزه های بیمار ضمن فعالیت ه های روزمره و را قالب تجارب موفقیت آمیز بیمار

4- سعی در پرورش وارتقا سطح پذیرش و اقناع فرد از زندگی عادی بر اساس قابلیت های او

5- سعی در افزایش قدرت تصمیم گیری وعادات مطلوب ومثبت نسبت به کار و فعالیت

6- ایجاد وضعیت های کافی و لازم برای استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعی مفید و مؤثر

7-آموزش و پرورش توانائیهای فرد برای تفریح بهتروبهره بردن مفید تر از اوقات فراغت خود.

8- ارشاد و تربیت افراد برای پیدا کردن اعتماد به نفس کافی جهت تامین زندگی مستقل در سطوح واقعیت های روابط اجتماعی موجود. 

 

مذهبی درمانی

اصولی که در اسلام جهت درمان معتاد مفید واقع می شون عبارتند از :

 1- اصل پذیرش :

د رمکتب اسلام بالاترین خطا وگناه که همان شرک به خد می باشد د رصورت بازگشت و شناخت ذات یکتای خداوند قابل بخشش می باشد و هیچ کس مایوس از رحمت خداوند نیست و شخص معتاد نیز زمانی که جهت درمان پناه به مرجع ذیصلاحی آورد به هیچ عنوان طرد نمی شود.

 2- اصل حمایت :

اسلام به پیروان خود دستور می دهد زمانی که شخص ولو غیرمسلمان به قصد کمک گرفتن به تو رجوع کرد دست رد به سینه او زده نشود بلکه حتی حمایت از افراد ضعیف و مستضعف علامت ایمان افراد برشمرده شده و کسیکه در فکر این موضوع نباشد مسلمان نمی باشد لذا معتاد نه تنها پذیرفته می شود بلکه از نظر درمان حمایت هم می شود.

 3- اصل بازگشت به اصل خویش :

شخص راهنما که خود مسلمان دلسوزی است سعی خواهد نمود او را با ارزشهای انسانیش آشنا کند وجایگاه انسان را در روی زمین به وی نشان دهد و مقام انسان وعزت همیشگی او را در پرتوگرایش به مذهب به وی گوشزد می کند وهمچنین سعی خواهدت کرد در غیبت بازگشت به اصل خویش ایجاد کند.

 4- اصل تصمیم و اراده :

در اسلام حتی نیت و تصمیم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پی دارد و لذا زمانی که هر معتاد اراده و تصمیم به ترک گرفت همان لحظه گرایش به سمت جاده سلامتی و در مسیر صحیح قرارگرفتن آغاز می شود لذا اسلام سعی دارد زمانی که معتاد تصمیم و اراده به ترک کرد اورا مورد حمایت مادی ومعنوی وهمچنین تشویق قرار دهد و بر تقویت این تصمیم و اراده بیفزایدتا به عنوان یک هدف مهم آن را دنبال کند زیرا اساس مذهب رشد می باشد.

(قدتبین الرشد من الغی ...)( قسمتی از آیات آیت الکرسی ) لذا نیت و اراده انسانها به سمت یک زندگی سالم بایستی مورد حمایت جامعه قرارگیرد. شخصی که تصمیم به ترک گرفته از نظر مذهب مورد حمایت است و بدیده احترام به وی نگاه می کنند بمنظورتقویت اراده نیت و باقی بودن براین بینش راهکاریهای ذیل از نظر مذهب توصیه می گردد:

1- حمایت های مادی ومعنوی (صله رحم )

2- همنشینی و دلجوئی از وی

3- یاد آوری مکرر توانمندیهاو ارزشهای انسانی وی

4- سوق دادن ذهن اوبه خدا واولیائش

5- اصل مراقبت :

کلکم راع و کلکم کسئول عن رعیته رسول اکرم (ص)مذهب علاوه بر بکار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتیجه نهایی ارائه می دهد صله رحم رسیدگی به خویشاوندان وحقوق همسایه از نشانه های ایمان در جامعه می باشد لذا یک مسلمان سعی دارد در برابرافراد ناتوان و آفت های اجتماع دوباره به سراغ او نرود و یگر همنوعش را به این بلیه نیز دچار نسازد بنابراین بااو معاشرت دارد حمایت نزدیکانش را بطرف او جلب می کند و پیوسته نگران حال او می باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزی است که پیوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طریقه حق می باشد.

6-اصل بازسازی شخصیت :

دین ایلام یکی ازادیانی است که به وحدت و یکپارچگی شخصیت معتقد است اسلام دین توحیدی بی نظیری است چرا که خداوند خالق یگانه و واحد است و خلقت او نیز براساسیک نظام یکپارچه و واحد است که هر عنصر این خلقت ضمن برخورداری از وحدت درونی به نوبه خود نقش مهمی در برپایی و هماهنگی خلقت دارد .

بهترین ارزشها یکی جان ودیگری شخصیت انسان می باشد و هر دو بالاترین مسئولیت را برای آحادامت اسلامی بهمراه می آورد لذا هر فردی که تصمیم دارد قدم به جاده سلامتی بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو میشود و فعالیت های مثبت و کوشش در راه صحیح زندگی کردن گناهان گذشته را از بین می برد (قرآن کریم:عمل صالح زشتیها را از بین می برد)بنابر این شخصی که با دستورات فوق سلامت خود را باز یافته به مانند دیگر افراد جامعه ادامه حیات میدهد و با حرمت و ارزشمندی زندگی می کند و هیچ مسلمانی به خود اجازه کوچکترین جسارت به او نمی دهد زیرا او بازگشت به اصل خویش نموده و بر همه مسلمانها واجب است برای او ارزش یک انسان کامل را قایل باشند امید است با دستورات حیات بخش اسلام بتوانیم تولدی دیگر در حیات خود و دیگران بویژه افراد معتاد جامعه ایجاد نمائیم. 

  

اجتماع درمانی

اجتماع درمانی بهشکل کنونی آن اولین بار در سال 1958معرفی شد و به سرعت کارآرایی خود را در درمان و توانبخشی معتادان نشان داد.

بازسازی الگوهای رفتاری مخرب که در طول زندگی کسب شده است نیاز به تغییر دربافت اجتماعی داشته و به همین جهت یک برنامه ساخت یافته و نظارتی قوی جهت درمان مسائل رفتاری هنجانی خانوادگی و عاطفی معتادان را طلب می کند.

هدف از ایجاد تغییرات کلی در سبکو شیوه زندگی معتادان پرهیز از مصرف مواد مخدر ایجاد صداقت فردی کسب مهارتهای اجتماعی مفید حذف عقاید ضد اجتماعی و رفتارهای غیر قانونی است به منظور دستیابی به این اهداف معتادین بایست مدتی را که بسته به نوع برنامه درمانی می تواند از سه ماه تا دو سال باشد دراجتماعات مبتنی بر درمانهای روانشناختی و اجتماعی زندگی کنند مطی فیزیکی این اجتماعات بسته به گروههای تحت درمان می تواند متغیر باشد مثل بیمارستان شهرک های کوچک و...

انواع روش های اجتماع درمانی

""TCاجتماعی طبقاتی است و در آن بیماران باسطوح مختلف نگهداری می شوند و به وسیله کارکنانی (Staff) که ارزیابی از وضعیت بیمار وهدایت بسوی تغییر رفتار را بعهده دارند اداره می شوند در بدو ورود هر بیمار در موقعیتی از این سلسله مراتب قرار می گیرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پیشرفت درمانی و مولد بودن عملی خواهد شد .

اقدام به تصمیم گیری ها در مورد وضعیت بیمار ترخیص انتقال اخراج و بعهده پرسنل درمان می باشد برنامه روزانه ضمن داشتن تنوع کاملا فشرده است .

ارزیابی های متعدد از برنامه های TC  نشان میدهد که چنین برنامه فشرده و منسجمی برای افرادی که قبلا در موقعیت های نابسامان بهمریخته وبی نظم زندگی کرده و شخصیتشان براین اساس شکل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و پرهیزاز اعمال خلاف خواهد شد یادگیری به شیوه"TC" بعنوان یک یادگیری اجتماعی حداقل به سه روش صورت می گیرد:

1-یارگیری از طریق رقابت وعمل

2-یادگیری با استفاده ازفرا گییر بودن شرایط و مشکلات در بین همه اعضا اجتماع

3-یادگیری از طریق بروز دادن عواطف فردی مثل رویا خشم ترس وآرزوها و رویاروئی با آنها

 

نقش فعالیت های بدنی در درمان اعتیاد

اعتیاد در مراحل نسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی هدف و بدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینکه چه بخورد چه بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع که چه کار انجام دهد و کجا برود اهمیتش را ازدست می دهد لذا لازم است فرد ترک کرده با کمک خودش برنامه ریزی وهدفش را تعیین کند زیرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگردانی فکری فرد شده و این خود عاملی جهت عوداعتیاداست فردی که اعتیاد را ترک کرده باید برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ریزی کند در ورزش های صبحگاهی شرکت کرده و راهپیمائی ساده و یادویدن ملایم داشته باشد و یکی از راههای اساس جهت مبارزه با کسالت بی حوصلگی در معتادان ورزش کردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به کار و تفریحات سالم است پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییرات جسمانی که در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است کنترل نمود فرد ترک کرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به کار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنین قدم زدن درپارک ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها و نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد معتاد ترک کرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن آشتی کرده و در کنار دیگران بودن به او کمک می کند تا بتواند دوره درمان را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگی وکارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در بیماراست که باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد.